تبليغاتX
او خواهد آمد
او خواهد آمد
تمام طول هفته را در انتظارجمعه ایم###دوباره صبح ،ظهر،نه غروب شد نیامدی
صفحه نخست
او خواهد آمد

 

فاطمه بضعه مني: فاطمه پاره تن من است. براستي، آدميان خاكي به چه اندازه وجود مقدسه بي‌بي دو عالم، گوهر پنهان تبليغ، مطهره دوران يعني حضرت فاطمه زهرا (س) را مي‌شناسيم. ايام غم و اندوه فاطميه فرصتي است مناسب كه معرفت خود را نسبت به اين الگوي زنان و مردان عالم بيشتر كنيم.

فاطمه كيست؟ اوست كه وسيله امداد وجود خاتم در اين عالم است، جنبه فلكي آن حضرت كه نسل اوست، و جنبه ملكوتي آن حضرت كه دين اوست، به صديقه كبري باقي و برقرار است. اوست كه واسطه طلوع كواكب آسمان امامت است. افق زندگاني او مشرق حلم حسني و شجاعت حسينيه و عبادت سجاديه و ماثر باقريه و آثار جعفريه و علوم كاظميه و حجج رضويه و جود نقوي و هيبت عسكريه است.

از حسيني كه مصباح‌الهدي و سفينه‌النجاه است تامهدي موعودي كه منتهي‌اليه مواريث انبياء و (به رزق الوري) و (بوجوده ثبت الارض و السماء) است، ثمرات آن شجره طيبه است كه (اصلها ثابت و فرعها في السماء تؤتي اكلها كل حين باذن ربها) و خلاصه كلام آن كه جوهر منكونه خزينه خداوند متعال از صدف عصمت اوست، و سراج منير نبوت انبياء از آدم تا خاتم و مشعل فروزان امامت ائمه هدي به وجود فاطمه زهرا روشن است و آخرين گوهر مكنون اين صدف و كوكب دري اين فلك كسي است كه (يملأ الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً) و به وجود او (هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله) تاويل و به ظهور او (و اشرقت الارض بنور ربها) تفسير مي‌شود. بايد دانست كه قدر آن ليله القدري كه (منزل كتاب الله الاعظم) است مجهول و مقام آن كوثري كه (عطيه رب العرش العظيم) به رسول‌كريم است، از ادراك ما محجوب است.

آن چه عامه و خاصه به صدور آن از زبان رسولي كه (و ما ينطق عن الهوي) اعتراف كردند و منتقديني كه تمام قدرت خود را در تضعيف اسناد روايات فضائل اهل بيت عصمت به كار بستند از خدشه در سند اين حديث مانده و به صحت آن به تمام مباني و شروط مشايخ حديث شهادت دادند كه رسول خدا فرمود: (فانما هي فاطمه يضعه مني يريبني ما ارابها و يوذيني ما آذاها) و فرمود: (فاطمه يضعه مني فمن اغضبها اغضبني) از فاطمه به پاره‌اي از انيّت خود تعبير كرد. آن كس كه اول ما خلق و افضل من نطق است و اسم الله الاعظم در اسماء الحسني. و مثل الله علي في الامثال العليا است، او را تافته بافته از وجود خود دانسته و غضب او را غضب خود كه غضب او غضب خداست شمرده و اين مقام خاكي از انشعاب فاطمه از مثل نور خداست و انعكاس غضب خدا و رسول در غضب صديقه كبري است و به نقل فريقين به فاطمه فرمود (ان الله يغضب لغضبك و يرضي لرضاك) بالاترين مرتبه كمال انسانيت مقام عصمت است كه رضا و غضب، دائر مدار رضا و غضب خدا باشد.

اگر عصمت كبري به آن است كه انسان كامل به جائي برسد كه به قول مطلق، به رضاي خدا راضي شود و به غضب خدا غضب كند، فاطمه زهرا كسي است كه به قول مطلق، خداوند متعال به رضاي او راضي مي‌شود و به غضب او غضب مي‌كند و اين مقامي است كه منشاء خيرالكمل است.

فاطمه فاطمه است، اوست كه مشرق الانوار از نجوم آسمان ولايت و مخزن‌الاسرار كتاب هدايت است. اوست كه همسر و مادر دوازده رئيس از اولاد اسماعيل است كه خداوند در باب هفدهم در سفر تكوين تورات به حضرت ابراهيم خبر داد . اوست كه در مكاشفات يوحنا علامتي است عظيم كه در آسمان ظاهر شده، زني است كه آفتاب را در بردارد و ماه زير پاهايش و بر سرش تاجي از دوازده ستاره است.

او در سوره حم تاويل ليله مباركه‌اي است كه (فيها يفرق كل امر حكيم) اوست كه در قرآن مجيد جمع منحصر به فرد (شاءنا) است. او و شوهرش درياي نبوت و علمي هستند كه (مرج البحرين يلتقيان) به آن دو مؤول است. او در زمانه يگانه زني است كه خداوند متعال دعاي او را روز مباهله هم‌طراز دعاي خاتم النبيين وسيد‌الوصيين قرار داده است. او در دهر، يكتا زني است كه تاج (انما نطعمكم لوجه الله لانريد عنكم جزاء و لا شكورا) را بر سر نهاده است.

اوست كه رسول خدا در شب معراج ديد كه در در بهشت نوشته شده است (فاطمه خيره الله) آري، احمد مختار بايد تا شايسته آن خيره الله باشد، اوست كه رسول خدا فرمود: (و ابعث علي البراق خطوها عند اقصي طرفها و تبعث فاطمه امامي) او را همان بس كه امام (امام الاولين و الاخرين) يوم النشور محشور شود كه تجلاي (يسعي نورهم بين ايديهم) است. آن هم نوري كه پيشاپيش كسي در روز جزا مبعوث مي‌شود كه خداوند متعال در قرآن مجيد او را سراج منير ناميده و در آيه نور مثل نور خود قرار داده است.
در شخصيت او همين بس كه اول شخص وارد بر بساط قرب (في مقعد صدق عندمليك مقتدر) است (اول شخص تدخل الجنه فاطمه) و چون در مستقر رحمت حق قرار گيرد انبيا يكسر به زيارت او بيايند (زارك آدم و من دونه من النبين).

او يگانه گوهري است كه خداوند متعال به بعثت پيغمبر خاتم بر مومنين منت نهاد و فرمود (لقد من الله علي المومنين اذ بعث فيهم رسولاً من انفسهم) و به امتداد اشعه وجود آن حضرت به وجود آن گوهر بر سر آن سرور منت نهاد و فرمود: انا اعطيناك الكوثر فصل لربك وانحر ان شانئك هو الابتر. خزائن علوم ائمه معصومين عليه‌السلام بعد از قرآن مبين در سه كتاب مخزون مكنون خلاصه مي‌شود: جفر، جامعه، مصحف فاطمه. كه چون رسول خدا صلي‌الله‌ ‌عليه‌وآله از دنيا رفت و صديقه كبري در فراق پدر به حزني شديد گرفتار شد بر طبق حديث صحيح از امام ششم جعفربن محمد الصادق عليه‌السلام جبريل براي دلداري آن حضرت به خدمتش مشرف مي‌شد و او را از مكان پدر خبردار مي‌كرد و به آنچه بعد از او در ذريه او واقع مي‌شود خبر مي‌داد و اميرالمومنين عليه‌السلام مي‌نوشت. و آن مصحف گنجينه علم مايكون شد بايد دانست كه چه قدرتي در آن نفس قدسيه و چه جاذبه‌اي در آن بضعه حقيقت محمديه بود كه شديد القوي از افق اعلي و روح الامين از سدره المنتهي مقهور آن قدرت و مجذوب آن حقيقت مي‌شد.

نوشته شده توسط زبیری در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387

   
 
                        عمامه سبز رنگ!

سید جلیلی از اهل اصفهان، مدتی به ساحت مقدس آقا امام حسین علیه السلام متوسل گردیده بود و تقاضای تشرف به حضور مبارک آن حضرت یا محضر مقدس حضرت ولی عصر ارواحنا الفداه را می نمود.

تا آن که در شب جمعه ای طاقتش تمام شد و به حرم مطهر امام حسین علیه السلام وارد شد و در پیش روی مبارک، شالی را یک سر به گردن و یک سر به ضریح بست و تا نزدیک صبح به گریه و زاری مشغول بود و عرض می کرد که امشب حتماً حاجت مرا بدهید.
نزدیک صبح شد و مردم دوباره به حرم می آمدند.آن سید دید، زمان گذشت؛ لذا ناامید شد و از جا برخاست و عمامه خود را از سر برداشت و بالای ضریح مقدس پرتاب نمود و گفت: این سیادت هم مال شما؛ حال که مرا ناامید کردید من هم رفتم ! .

 و از حرم مطهر بیرون آمد. در میان ایوان سید بزرگواری به او رسید و فرمود:
« بیا به زیارت حضرت عباس علیه السلام برویم. »


به مجرد شنیدن این فرمایش، همه اوقات تلخی خود را فراموش کرده و با چشم و گوش خود، مجذوب ایشان گردید. با هم از کفشداری طرف قبله، کفش خود را گرفتند و روانه شدند. در بین راه مشغول به صحبت شدند و سید بزرگوار فرمودند
: چه حاجتی داشتی؟
 

عرض کرد: حاجتم این بود که خدمت حضرت سید الشهداء علیه السلام برسم.
فرمودند
: در این زمان این امر ممکن نیست.

عرض کرد: پس می خواهم به خدمت حضرت صاحب الامر علیه السلام برسم. فرمودند:
این ممکن است.

سید بعد از آن، مطالب دیگری هم پرسید و از آن بزرگوار جواب شنید. نزدیک بازار داماد که در اطراف صحن مقدس است، فرمودند: سرت برهنه است.

عرض کرد: عمامه ام را روی ضریح انداختم.
در همان وقت دکان بزازی طرف راست بازار دیده می شد. سید بزرگوار به صاحب دکان فرمود
: چند زرع عمامه سبز به این سید بده.

صاحب مغازه توپ پارچه سبزی آورد و عمامه به من داد و من آن را بر سر بستم سپس از در پیش رو، که سمت چپ داخل است، به زیارت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام مشرف شدیم و نماز زیارت و بقیه اعمال را بجا آوردیم.

سید بزرگوار فرمود:
دوباره به حرم حضرت سید الشهداء علیه السلام مشرف شویم.

آمدیم و باز از همان کفشداری داخل شدیم و مشغول زیارت بودیم که صدای اذان بلند شد. سید بزرگوار در سمت بالای سر مقدس فرمود:
آقا سید ابوالحسن ( اصفهانی ) نماز می خواند، برو با او نماز بخوان.

من از گوشه بالای سر آمدم و در صف اول یا دوم ( تردید از مؤلف است ) ایستادم؛ ولی خود آن سرور در جلوی صف کناری ایستادند و آقا سید ابوالحسن نزدیک به ایشان بود گویا او امامت آقا سید ابوالحسن اصفهانی را دارد.

مشغول نماز صبح شدیم. در بین نماز آن جناب را می دیدم که فردای نماز می خواند.

با خود گفتم یعنی چه؟ چرا به من فرمود با آقا سید ابوالحسن نماز بخوان و خودش فرادا جلوی آقا سید ابوالحسن ایستاده و نماز می خواند؟ در این فکر بودم و نماز می خواندم تا نمازم تمام شد. گفتم بروم تحقیق کنم که این سید بزرگوار کیست؟

 نگاه کردم ولی آن جناب را در جلوی خود ندیدم. سراسیمه این طرف نظر انداختم؛ ایشان را ندیدم. دور ضریح مقدس دویدم کسی را ندیدم. گفتم بروم به کفشداری بپرسم. آمدم از کفشدار پرسیدم.
گفت: ایشان الآن بیرون رفت. گفتم: ایشان را شناختی؟
گفت: نه شخص غریبی بود.
دویدم و گفتم نزد دکان بزازی بروم تا از او بپرسم. به بازار آمدم؛ ولی با کمال تعجب دیدم همه مغازه ها بسته و هنوز هوا تاریک است.

 از این دکان به آن دکان می رفتم، دیدم همه بسته اند و ابداً دکانی باز نیست. به همین ترتیب تا صحن حضرت عباس علیه السلام رفتم و باز برگشتم گفتم شاید آن مغازه باز بوده و من از آن گذشته ام. تا صحن سید الشهداء علیه السلام آمدم؛ ولی ابداً اثری ندیدم. فهمیدم من به شرف حضور مقدس نور عالم امکان رسیده ام؛ ولی نفهمیده ام.
بعد از دو سه روز، خدام حرم عمامه سیاه سید را از روی ضریح پایین آوردند.
( من، ناقل قضیه از صاحب تشرف ) تبرکاً یک قطعه از عمامه سبز سید را گرفتم و با تربت امام حسین علیه السلام همیشه در تحت الحنک خود داشتم؛ ولی متأسفانه چند روز است که مفقود شده است. »

                                                                                   

########*********************************#######

برگرفته از کتابهایی:شیفتگان حضرت مهدی وبرکات ولی عصر(عج)

نوشته شده توسط زبیری در جمعه دهم خرداد 1387

  

 

 

مهدی موعود در ادیان وکتب آسمانی

با تحقیق وجستجودر کتب ادیان و مذاهب آ سمانی ،به این نتیجه قطعی ومسلمَ می رسیم که اعتقاد به مهدی موعود اختصاص به مسلمانان ندارد،بلکه سایر ادیان ومذاهب نیز در این عقیده با مسلمین شریک می باشند.

   1-منابع زرتشت:  در<زند> که کتاب مذهبی زرتشتیان است،دربارۀ انقراض اشرار و وراثت صالحان آمده است:"لشکر اهریمنان با ایزدان،دائم در روی خاکدان،محاربه وکشمکش دارندوغالباً پیروزی با اهریمنان باشد،اما نه به طوری که ایزدان را محو ومنقرض سازند. چه در هنگام تنگی از جانب "اورمزد" که خدای آسمان است به "ایزدان"که فرزندان اویند،یاری میرسدومحاربۀ ایشان نه هزار سال طول می کشد.، آنگاه پیروزی بزرگ ازآن ایزدان می شود واهریمنان را منقرض می سازند.وتمام اقتدار اهریمنان در زمین است ودر آسمان راه ندارند،وبعد از پیروزی ایزدان،و برانداختن تبار اهریمنان،عالم کیهان به سعادت اصلی خویش رسیده ،وبنی آدم بر تخت نیکبختی خواهند نشست.

    ودر کتاب «جاماسب نامه » آمده است که: مردی بیرون آید از زمین تازیان، از فرزندان هاشم،مردی بزرگ سر وبزرگ تن وبزرگ ساق، وبر دین جد خویش بود،با سپاه بسیار وروی به ایران نهد وآبادانی کندوزمین پرداد کند...»

2- منابع هندی: در کتاب «شاکمونی» که از سردمداران کافران هند است وبه عقیدۀ پیروانش،پیامبر وصاحب کتاب آسمانیست،اشاره به وحدت دیانت در زمان آن پرچمدار روحانی جهان نموده گوید:پادشاهی ودولت دنیابه فرزند سید خلایق دو جهان« کشن» بزرگوارتمام شود،وی کسی باشد که بر کوههای مشرق ومغرب دنیا حکم براند وفرمان کند، وبر ابرها سوار شود، وفرشتگان کارکنان او باشند وجن وانس در خدمت او شوند، واز سودان که زیر خط استوا است تا ارض تسعین که زیر قطب شمال است وماوراء بحار را صاحب شود،ودین خدا یک دین شود ودین خدا زنده گردد،ونام اوایستاده باشد وخدا شناس باشد»

  ونیز در کتاب « دید» که نزد هندیان از کتب آسمانی است،می گوید:پس از خرابی دنیا پادشاهی در آخرالزمان پیدا شود که پیشوای خلایق باشدونام او« منصور»1 باشد،وتمام عالم را بگیرد وبه دین خود آورد وهمه کس را از مومن وکافر بشناسد،وهر چه از خدا خواهد برآید»2

   3- انجیل:کمرهای خویش را بسته،چراغهای خویش را افروخته بدارید ،وشما مانند کسانی باشید که انتظار آقا ی خودشان را می کشند که چه وقت از عروسی مراجعت می کند،تا هر وقت که آید ودر را بکوبد بی درنگ در را برای او باز کنند،خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد....پس شما نیزمستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی برید پسر انسان می آید.3

  4- تورات :« ونهالی از تنۀ(یسّی) بیرون آمده،وشاخه ای از ریشه هایش خواهد شکفت وروح خدا براو قرار خواهد گرفت...مسکینان را به عدالت داوری خواهد کردوبه جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد کرد...گرگ با برّه سکونت خواهد کرد وپلنگ با بزغاله،وگوساله وشیر وپرواری با هم. وطفل کوچک آنها را خواهد راند...در تمامی کوه مقدّس من،ضرری نخواهند کرد. زیرا که جهان،از معرفت خداوند پر خواهدشد .»4

  5- زبور:شریران منقطع خواهند شد،واما منتظران خداوند،وارث زمین خواهند شد، هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود.در مکانش تآ مّل خواهی کرد ونخواهی بود.واما حلیمان وارث زمین خواهند شد... ومیراث آنها خواهد بود تا ابد الابد.5

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

پی نوشتها :

1 -  در برخی روایات«منصور»را یکی از اسماء حضرت مهدی (ع) خوانده اند

2-اقتباس از کتاب «ادیان ومهدوبت» محمد بهشتی

3-انجیل لوقا، فصل 12،بندهای 35و36

نوشته شده توسط زبیری در چهارشنبه هشتم خرداد 1387

 
 
 
 
خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند
می روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمان خویش را
با همه لحن خوش آواییم
در به در کوچه ی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه ی جان من است
نامه ی تو خط اوان من است
ای نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یارومدد کار ما
کی و کجا وعده ی دیدار ما
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه ی مشعر
کدام کنج منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش
تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه ی پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که ار آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...
شاید
 
 
مرحوم آقاسی
نوشته شده توسط زبیری در شنبه چهارم خرداد 1387

 

 

 

 

«اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَكَ‏
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ‏
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي‏»

************************************

خداوندا خودت را به من بشناسان كه اگر خودت را به من نشناساني رسولت رانخواهم شناخت، خداوندا رسولت را به من بشناسان ، چرا كه اگر رسولت را به من نشناساني ، حجتت را نخواهم شناخت . خداوندا حجت خود را به من بشناسان كه اگر حجتت را به من نشناساني ، در دين گمراه خواهم شد .»
***************************
*********
بزرگان دين به دوستان و مؤمنان و عاشقان حضرت مهدي دستور مواظبت اين دعا را براي هميشه داده اند، بنابراين مي توان آن را يكي از وظايف شمرد.

نوشته شده توسط زبیری در پنجشنبه دوم خرداد 1387

 

 

 

اختلاف شيعه و سنى در رهبر موعود

شيعه معتقد است رهبر موعود، محمد بن حسن عسكرى است كه سال 256 هجرى متولد شد و والدش [امام] حسن عسكرى بر امامت وى تصريح كرده است . سپس به اذن خدا، او غيبت صغرى و كبرى مانند عيسى نمود . غيبت صغرى هنگامى بود كه خدا، وى را از نيرنگ حكومت عباسى نجات داد . وى از هنگام تولد، مخفى مى‏زيست و پدرش او را [از ديده‏ها ] پنهان مى‏كرد . پس از وفات پدرش در 261، شيعيان را توسط وكيلانش (نواب اربعه) راهنمايى مى‏كرد . نيابت اينان 69 سال (261- 329) به طول انجاميد .

غيبت كبرى، پس از وفات نايب چهارم (على بن محمد السمرى) آغاز شد . به هنگام وفات، وى به شيعه گفت: نايبى خاصى پس از او نخواهد بود تا خداى متعال، ولى‏اش را در آخر زمان ظاهر كند .

سنى‏ها معتقدند مهدى هنوز متولد نشده است و در آخرالزمان به دنيا مى‏آيد .

تفصيل سخن در اختلاف شيعه و سنى درباره‏ى ولادت رهبر موعود و اين‏كه وى فرزند [امام ] حسن عسكرى است‏يا در آينده متولد مى‏شود، با تحقيق در اين مساله ممكن است . پيامبر جانشين و اوصيايى معصوم دارد و نقل سخن پيروان از امامان‏شان پذيرفته مى‏شود; زيرا مانند پيروان مذاهب ديگرند كه به نقل از رهبران مذهبى خود، مسايل فقهى و تاريخى را روايت مى‏كنند .

تمامى شيعه از زمان قديم، اتفاق نظر دارند كه پيامبر از امامان نام برده، شمارشان را گفته و هر امام، امام بعدى را معرفى كرده‏است . [امام] حسن عسكرى خبر داده است فرزندى دارد كه وصى وى است و مهدى منتظر مى‏باشد .

گواه شيعه بر بيان امامت الهى اهل بيت توسط پيامبر، حديث ثقلين [كتاب الله و عترتى ] و حديث‏سفينه [مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح . . . ] است . دليل شيعه بر شمار امامان، حديث اثنى‏عشر [اثنى عشر نقيبا] است و گواه بر اين‏كه نخستين امامان الهى، على سپس حسن، بعد حسين‏اند، حديث غدير [من كنت مولاه فعلى مولاه] و حديث منزلت [انت منى بمنزلة هارون من موسى . . . ] و حديث كسا و حديث الحسن و الحسين سبط من الاسباط است كه همگى در احاديث معتبر سنى روايت‏شده‏اند .

گواه امامت نه فرزند [امام] حسين، احاديث وصيت در كتاب‏هاى معتبر شيعه است، مانند فرمايش امام باقر عليه السلام كه كلينى روايت كرده‏است:

يكون تسعة ائمة من ذرية الحسين بن على، تاسعهم قائمهم .

نه امام از فرزندان حسين بن على‏اند، كه نهمى قائم است .

امام صادق فرمود:

آيا مى‏پنداريد اوصياى ما هر كه را بخواهند وصى مى‏كنند؟ نه، والله! اين عهد و گفته‏اى به جا مانده از رسول الله درباره‏ى امامى پس از امامى ديگر است تا به وى [ مهدى موعود (عج) ] پايان پذيرد .

در خبرى ديگر است:

تا به صاحب الامر ختم شود .

مشخصه‏ى سيره‏ى ائمه‏ى نه گانه، در اختيار داشتن كتاب‏هاى جامعه و جفر است كه امام على به نقل از پيامبر، در ديدارهاى خصوصى كه داشتند، نوشت و اخبار غيبى و كراماتى كه از امامان ديده شد كه جز از برگزيدگان مورد تاييد خداوند، ساخته نيست .

برادران اهل سنت كوشيده‏اند ادعاى نام بردن امامان و نخستين امام; على عليه السلام توسط پيامبر را رد كنند . اينان مى‏گويند: احاديث نبوى كه گواه ادعاى شيعه است، دلالت ندارد يا سند آن ضعيف است، اما علماى شيعى با سنى‏ها مناقشه كرده، اشتباه اهل سنت را بيان كرده‏اند .

برخى فرقه‏هاى شيعى به ويژه زيديه، امامت دوازده امام را نپذيرفته‏اند، اما علماى شيعى بدانان پاسخ داده‏اند .

 

برخى نويسندگان معاصرنيز مى‏گويند: مهدى متولد نشده است;

 

زيرا فقط يك فرقه از دوازده فرقه‏ى پيرو حسن عسكرى، معتقد به

 

ولادت مهدى‏اند . «نوبختى‏» در كتاب «فرق الشيعه‏» و اشعرى

 

شيعى در «المقالات و الفرق‏» چنين گفته‏اند.

 

  ##   برگرفته از مجله انتظار##

 

 

 

نوشته شده توسط زبیری در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387


  • منوی سایت
  • صفحه نخست
  • پست الکترونيک
  • خانگي سازی
  • ذخيره كردن صفحه
  • اضافه به علاقه منديها

  • درباره وبلاگ
  • عزیزٌ علیّ ان اری الخلق ولا تری
    بسی سخت باشد به عالم مرا
    که خلقی ببینم نبینم تورا
    It is in to lerable for me to see the people and not to see you
    ####
    ...اگر چه تاخیر نماید برایش منتظر باش که البته می آیدودرنگ نخواهد نمود بلکه جمیع امتها را نزد خود جمع میکند وتمامی قومها را برای خویشتن فراهم آورد.(کتاب حیقوق نبی)
  • نوشته پیشین
  • آرشیو موضوعی
  • نویسنده
  • زبیری
  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin


    Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

    Add to Technorati




    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2008-2010 © by yas-12.blogfa.com

    Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM